۱۳۸۸ مرداد ۱۷, شنبه

نظرخواهی در جذب توریست گیلان


وقتی بعد از صنعت نفت و گاز صنعت توریسم پردرآمد ترین صنعت در دنیا می باشد ، چرا در مورد جذب توریست در گیلان با این همه منابع طبیعی از جمله جنگل ، دریا ،رود ،مرتع ، باغات چای و ....که هر کدام به نوبه خود می توانند بهانه ای برای جذب حداقل توریستهای ایرانی در فصول مختلف سال به سمت گیلان باشد راهکاری پیدا نکنیم. شاید عوامل زیادی در عدم جذب توریست به یک منطقه دخیل باشد و باعث شود که افراد تمایلی به گردشگری در آن منطقه نشان ندهند و همه ما کم و پیش با این عوامل آشنایی داریم.
ولی مهمترین عامل در عدم جذب گردشگر ،عدم گزینه های جذاب و منحصر به فرد گردشگری در یک منطقه است ، وقتی از تله کابین صحبت می شود نقاط زیادی در ایران به ذهنمان می رسد که این گزینه را دارند و همینطور جنگل و دریا ،ولی چه چیزی در گیلان می تواند گزینه های آن را در ایران یکتا و تک نماید. اینجانب طرحی به ذهنم رسیده که می خواهم از شما دوستان نظرخواهی کنم و نقاط ضعف و قوت آن را با هم بررسی کنیم و هدف از این پیام هم نظر خواهی از شما عزیزان در مورد این طرح است.

شمای کلی از طرح:
جنگل های شمال ایران به خصوص گیلان از چابکسر -املش -سیاهکل -لاهیجان تا تالش وآستارا می تواند یکی ازگزینه های جذب گردشگر باشد ولی همین جنگل در مازندران -گلستان -هرمزگان-بخشهای از غرب ایران نیز وجود دارد.چه چیزی باعث می شود این جنگل برای گردشگر خاص شود؟ ..... از نظر من یکی از راهکارهای که باعث می شود این گزینه فعلا در گیلان منحصربه فرد گردد جنگل نوردی است ، یعنی مناطقی در جنگل های گیلان با ایجاد مسیرهای خاص و امکانات ایاب و ذهاب در مسیر بدون آنکه آسیبی به محیط زیست و درختان برسد مشخص گردد و این مکانهای مشخص شده در اختیار هتلها و موسسات گردشگری قرار گیرند و تبلیغات گسترده ای در مورد آن انجام شود .مکانهای جهت اسکان گردشگران در مناطق جنگلی ایجاد و برنامه های مدونی برای پیمایش جنگل برای گردشگران درنظر گرفته شود.هر نقطه از جنگل می تواند جذابیت خاص خود را داشته باشد ،بخشی محل زندگی جانواران نادر است ، و در بخشی دیگر درختان کهنسالی وجود دارد که قطر آنها بیش از 1 متر است و بخشی هم می تواند پر از گل و لای باشد که هرگز نور آفتاب به انجا نتابیده است ، در قسمتی هم خانه های جنگلی وجود دارد که می توان از گردشگران در آن خانه ها از انواع غذاها و نوشیدنی های شمالی پذیرایی کرد و .... شاید در حال حاضر گروه قلیلی از کوه نوردهای منطقه برخی از بخشهای جنگلی را می شناسند و آنها را پیمایش می کنند ولی هرگز برنامه مدون و چارت منظمی برای این بخشهای جنگلی که اطلاعات کلی و جذبه های آنها را مشخص نماید وجود ندارد ، .....
در پایان از شما خوبان می خواهم نظرات خود را مطرح تا با همفکری هم بتوانیم طرحی جامع از اینگونه گزینه های برای گردشگری گیلان تهیه و به مراجع ذیربط ارائه دهیم.
با سپاس

۷ نظر:

  1. سلام علی
    با نظرت موافق
    فقط طرحت رو عملیاتی کن تا در اردیبهشت که می خواهیم گیلان گردی کنیم از این امکانات استفاده کنیم.


    تی قربان
    بصیر جعفرزاده

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام علي آقا
    من فكر ميكنم اين كار دو مرحله داره. 1.ايجاد انگيزه در طرف مقابل كه اصلاً تمايل به ديدن گيلان پيدا كنه.2.ايجاد امكانات و سازوكار مناسب كه پس از اينكه اومد نه تنها پشيمون نشه بلكه به ديگران هم توصيه كنه به ديدن گيلان برن.بطور خلاصه، در مورد 1اطلاع رساني حرف اول رو ميزنه.ارايه اطلاعات جامع و كامل از هر نقطه اعم از تاريخچه و نقشه راه
    در مورد 2 ايجاد مكانهايي كه افراد در طبقات مختلف اجتماع يا حتي در سنين مختلف بتونن ازش استفاده كنن مظوره ايجاد كمپ در كنار ايجاد هتل،مسير رفت و آمد مناسب و ... هست.

    پاسخ دادنحذف
  3. سلام آقای محبوبی، طرح خیلی خوب و متفکرانه ای هیسه، به نکته ی قشنگی اشاره بوءدین و اون برجسته بُءن و تک بُءن یه مزیت هیسه که در اصطلاح وقتی مثلا اسم املش بشتوبسن به یاد فلان جاذبش دکن، ای فکر مره خیلی خوش بومه، اما چند ته توجه و دقت هم بَ دشتن، آمو روی خود گردشگرونی که هنن گیلان در حال حاضر اگر تمرکز بوئنیم ینیم که از لحاظ کمی تعدادشون خیلی زیاد هیسه ولی از لحاظ کیفی اکثرا کمکی به امی استان و اشتغال زایی نونن ، البته این به خیلی چیزون ربط دره، حتی به نوع برخورد مردم و فرهنگشون، به آماده بوءن زیر ساختون و خیلی چیزون دیگر، از طرفی تا ای قضیه جا دکه نشنه مطمئن بوءن که محیط زیست آسیب نینَ، پولدارونی هیسن که شاید چشم طمع به یته ویلای شیک قلب هالی دشت میین دودن مسلما بخش دولتی که متولی اصلی ای جور طرحون لااقل از لحاظ مدریت کلی هیسه اینقدر ضعف دره که منه جلوی سرمایه دارونی که قصد شخصی کردن طبیعت درن و سالی یه بار سری به خو ویلا زنن بیره، ایشون و خیلی چیزون دیگر که شاید به دیده کوچیک بوبن و جزئی ولی اگه در عمل تصورش رو بوءنیم ، ینیم که راه خیلی دشواری در پیش دریم که بگیم طبیعت در عین هجوم گردشگران صدمه نینه، مو به نظر خودم کلیت ای طرح چیزه جالبی هیسه اما با واقعیت وقتی تطبیق دم یکم تردید کنم و ترس درم که با ای سیستم شنه واقعا به نحو احسن گردشگری توسعه دن. چون مو مازندران خوب بدم، چهار سال می عمر اُر سپری بوءدم، مخصوصا شرق مازندران از لحاظ فرهنگی خیلی آسیب بده و اگرچه وضع مردمش شاید به طور نسبی بهتر از آمو بوبن ولی طبیعتش و فرهنگش فوق العاده آسیب بده، به هر حال خسم در شیمی طرح و بحث شرکتی دشتبم، از پر حرفی عذر خنم.شیمی ای طرح لینک بنم پیک املش میین، پیروز ببین

    پاسخ دادنحذف
  4. خوب ما تجربه گروههای کوهنوردی رو داریم. انسجام و برنامه ریزی که در گروههای کوهنوردی هست رو میتونیم تو همین طرح هم پیاده سازی کنیم. برای اینکه به جنگل آسیب نرسه و اتفاقاً به توسعه جنگل هم کمک بشه بهتره ضمن هر تور جنگل گردی برنامه هایی برای کمک به طبیعت اجرا بشه، مثلاً تو فصلهایی که میشه درخت یا گیاه کاشت به هر فرد نحوه کاشت اون آموزش داده بشه و تو هر برنامه تعدادی درخت یا گیاه تو منطقه کاشته بشه.

    در ضمن میشه از دل همین تورها برنامه ها گروههای زیست محیطی بیرون آورد تا به دولت برای حفاظت از منابع طبیعی فشار بیارن و خود همین افراد هم تو حفظ و توسعه طبیعت کمک کنن.

    در کل به شکلی که گفتم به نظر من طرح خوبی در خواهد اومدم

    پاسخ دادنحذف
  5. سلام علی جون

    تی نظر می دل بنیشته و مورد پسند تمام آدم هیسه

    بخصوص اهالی کوچه مرادی و عباس گلشه

    با تشکر حبیب مزدوری

    پاسخ دادنحذف
  6. سلام
    آخر برادر من، این که میگویی توریست درآمد دارد درباره ایران هم صدق می کند؟
    آیا ایرانیان مانند مردم بیشتر دنیا که آن
    آمار برای آن ها نوشته شده، فرهنگ گردشگری دارند؟
    آیا ایرانیان به هر کجا می روند، جز هزینه سازی کار دیگری هم در آن منطقه انجام می دهند؟
    از نان و مربای صبحانه گرفته تا آخرین لقمه شام آخرین شب مسافرت خود را همراه خود به همراه می آورند. هتل که اصلا حرفش را نزن، چادر به آن خوبی هست، پارک های گیلان هم که ملک ابا اجدادی آنها محصوب می شود. سد معبر کیلویی چند؟
    از این گذشته، گیلان یک زباله دانی عمومی برای آن ها محسوب می شود، می روند جایی در دل طبیعت بساط پهن می کنند و بعد از چند ساعت دوست دارند بساط خود را جمع کند ولی فقط زیرانداز را بر می دارند، آشغالها را طبیعت به قول خودمان باید یه جوری جابجا کند! از طرفی هزینه های راه، ترافیک، تصادفات، آتش سوزی جنگل ها، تورم بی موقع و یکهویی و بسیاری هزینه های دیگری و بزرگترین آن ها وجودنداشتن فرهنگ گردشگری در ین مذاحمین، ببخشید مسافرین باعث می شود که آن ها در مسافرت خود یک دهم آن خرابی ای که به بار می آورند، هزینه می کنند(اغلب فقط بنزین برای ماشین خود تهیه می کنند). تا فرهنگ گردشگری در بین همه مردم جا نیفتد، تا گردشگری مثل کشورهای اروپایی نشود، من دوست دارم ورودی های استان بسته شود.

    پاسخ دادنحذف
  7. سلام چره املشن از اوره شونن در فکر خو شهر دکن چره نیسن خو شهر آباد بونن مگر بقیه آدمون شهر های دیگر ای کار نکونن املشی باید خو شهر حفظ بونن تا وقتی که هیسن نه وقتی شونن به فکر دکن

    پاسخ دادنحذف